آقای مربّع !

آقای مربّع !

خود!

چهارشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۴۴ ب.ظ
چرا نمیتونم بفهمم چمه؟
ناامیدم؟نه نیستم ! اتفاقا منتظر اون لحظم! چشامو میبندم تصورش میکنم. شدنیه! رسیدنیه!داشتنیه.. :)
پس چی؟ ناراحتم؟ مگه میشه نباشیم؟ هرآدمی ته صندوق خاطراتش که بگرده چیزایی پیدا میکنه که عمیقا قلبشو فشار میده ولی وقتی نگاه میکنم میبینم شادیام خیلی بیشترن..
نه این نیست.
شروع کردم به گشتن و گشتن و گشتن. همه‌ی حسا همه‌ی احتمالاتی که میتونه ینفرو خشک کنه.
همیشه کنجکاو بودم بدونم آدما یا اصن خودم چرا کارایی که میکنیم رو میکنیم؟
چی مارو به "اینجوری بودن" وا میداره؟
نا امیدم؟
خشمگینم؟
ناراحتم؟
دلخورم؟
دلشکسته ام؟
هزاران حس مختلف... حتی نمیدونستم باید دنبال یکی از این جوابا باشم یا مجموعه ای از اونا؟
رفتم زیر آب.. چشمامو باز کردم نفس نمیکشیدم و چشمام میسوخت. از زیر آب نوری که بیرونه رو نگاه میکردم.
میخواستم انقددر نفسمو نگه دارم تا بتونم بفهمم چمه ؟
اولین جوابی که به خودم دادم این بود که گرفتار یجور لجبازی با خودم شدم.
انگار درونم به دوبخش یا حداقل دوبخش تقسیم شده که با همدیگه در تعارضن.. 
نه! در تخاصمن.
این حال اونو میگیره.. اون حال اینو میگیره.
نه حتی اینم نیست.. انگار یکیشون همیشه داره اون یکی رو سرزنش میکنه.
و با تحقیر کردن تنبیهش میکنه... تحقیر و کنایه.
انگار یه دومی‌ای هست که سراسر انتظاره... و تمام نشدنهای منو تمام شکستارو از چشم اولی میبینه.. و فقط میخواد حالشو بگیره.
ته دلش بدشو نمیخواد.. اونقدرام بیرحم نیست. دیدی یه وقتایی میخوای با یه سیلی یه نفرو به خودش بیاری؟
یا میخوای نشونش بدی غرق شدن چطوریه؟
دیدی گاهی انقدر ناراحتی که نمیدونی چیکار کنی؟ میخوای یجا خالی کنی..کی بهتر از خودت؟
حالا میفهمم..
من خیلی وقته از خودم دلخورم، ناراحتم، عصبانیم، حرصیم ... هرچی که بگی هستم.
من از خودم!
من از خودم غمگینم... من نمیدونم با خودم چیکار کنم..؟
الانم همینکه تا اینجا پیش اومدم خیلی خوشحالم :) یه لبخند رو لبمه ولی از اینجا به بعدشو نمیدونم.
باید بگردم ریشه‌ی همه‌ی این نشدن‌ها رو پیدا کنم و دونه دونه جبرانشون کنم؟
باید جبرانی درکار باشه اصن؟ باید دنبال توجیح باشم و ببینم دلیل این همه قصوری که متوجه خودم میدونم چی بوده؟
شاید باید کمتر سخت بگیرم.. و انقدر از خودم انتظار نداشته باشم؟ تقصیر؟ کی گفته تقصیر؟..
نمیدونم!
شایدم... به سادگی فقط باید ببخشم؟
ببخشم و شروع کنم به دوست داشتن خودم..

همیشه میگفتم نمیشه بخوای اول موفق بشی که بعدش بخوای خوب باشی! اتفاقا برعکس اول باید "حالت" خوب باشه تا بتونی! تا موفق بشی..
فکر کنم الان میتونم کاملترش کنم و بگم،
قبل از هرچیز باید خودتو دوست داشته باشی تا بتونی خوب باشی... بلکه موفق بشی : )

حالا میفهمم چرا گفت: باید خودتو دوست داشته باشی تا واسش تلاش کنی،  وگرنه اهمیتی نداره که چه بلایی سرش میاد.
ولی خودتو ببخش.
اگه از بالا نگاه کنی، بیشتر از هرچیزی لیاقتشو داری که بتونی مطمئن باشی آدم خوبی بودی.
نه دلی شکوندی.. و نه بد کسیو خواستی..
همیشه دنبال این بودم که ارزشهای زندگیمو بتونم لیست کنم.
فکر کنم بد نباشه اگه بگم میخوام جوری زندگی کنم که همیشه بتونم خودمو دوست داشته باشم.
که لیاقتشو داشته باشم.
آدم که خودشو ببخشه دیگه بهونه‌ِی آب از سر گذشتن.. یا چه فایده و تهش که چی نداره. تو میمونی و دل خودت.
اصلا شاید آدم تا خودشو دوست نداشته باشه نتونه بقیه‌رو اونجور که باید دوست بداره.
میخوام خودمو ببخشم..
نه واسه این شکستای اخیر..  قضیه خیلی قدیمی تره واسم.
نمیدونم از کی شروع شد و فکر نمیکنم دیگه اینقدر ریز شدن تو خودم ارزشی داشته باشه، وقتی فهمیدم که میخوام یبار واسه همیشه خودمو ببخشم و خیلی چیزارو خیلی سنگینی‌هارو بریزم دور.
راستی حال خوب لزوما به معنی شاد بودن نیست.. حال خوبی تو سبک بودنه. تو اینه که از اولش و توی تمام طول مسیر و حتی اون آخر مستقل از این که به مقصد رسیدی یا نه، خودتو دوست داشته باشی.
به نظر من حال خوبی ینی این.. اینه که بهت امید میده که تلاش کنی، که تلاشت حالتو خوب کنه و بالاخره هرقدرهم بالاوپایین داشته باشه وقتی میشه که نتیجه‌ی همه‌ی این ادامه دادنارو توی آدمی که بهش تبدیل شدی میبینی. اونجاس که میفهمی موفقیت توی مسیرمونه، و نه مقصد. 
که سبک باشی، که عاشق باشی، که تلاش کنی و امید داشته باشی ..
به امید یه شروع : )

  • ۹۶/۰۴/۰۷

نظرات (۱)

همین یه شروع نیست؟ چرا همش یه لحظه خاص باید شروع باشه؟
اصلا شاید هیچ وقت نشه فهمید کی شروع شد کی تموم شد! اگه موفقیت تو مسیر ه دنبال نقطه آغاز هم نباش مقصد که جای خود ...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی